خلاصه داستان: فیلم «مرده برای یک دلار» یک وسترن-تریلر به کارگردانی والتر هیل است که در سال ۱۸۹۷ در نیومکزیکو رخ میدهد. مکس بورلوند (کریستوف والتز)، شکارچی جایزهبگیر کهنهکار، مأموریت مییابد تا راشل کید (ریچل بروزناهان)، همسر یک تاجر ثروتمند به نام مارتین کید (همیش لینکلیتر)، را که ظاهراً توسط سرباز فراری، الایجا جونز (برندون اسکات)، ربوده شده، پیدا کرده و بازگرداند. مکس به همراه سرباز آفریقایی-آمریکایی، آلونزو پو (وارن بورک)، به مکزیک میرود، اما متوجه میشود راشل به دلیل ازدواج آزاردهندهاش با مارتین، به میل خود فرار کرده است. در این میان، مکس با دشمن قدیمیاش، جو کریبنز (ویلم دافو)، قمارباز و قانونشکنی که سالها پیش او را به زندان فرستاده بود، روبهرو میشود. کریبنز که بهتازگی آزاد شده، به دنبال انتقام است و با تیبریو وارگاس (بنجامین برات)، ارباب جنایتکار مکزیکی، درگیر میشود. داستان با صحنههایی مانند رویارویی مکس و کریبنز در زندان، دوئل با شلاق، و تیراندازی نهایی در شهر، به موضوعات افتخار، اخلاق و انتقام میپردازد. با این حال، به دلیل داستان شلوغ، ریتم کند در میانه فیلم، و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۴/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای والتز، دافو و بروزناهان، فضای کلاسیک وسترن و فیلمبرداری تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و موسیقی مینیمال نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «لیگ ابر-حیوانات دیسی» یک انیمیشن کمدی-اکشن به کارگردانی جرد استرن و سم لوین است که داستان کریپتو (با صداپیشگی دواین جانسون)، سگ وفادار سوپرمن، را روایت میکند که قدرتهایی مانند پرواز و دید اشعهای دارد. وقتی اعضای لیگ عدالت، از جمله سوپرمن (جان کرازینسکی)، توسط لولو (کیت مککینون)، خوکچه هندی شرور که با کریپتونایت ارتقا یافته، اسیر میشوند، کریپتو تیمی از حیوانات خانگی با تواناییهای جدید را جمع میکند: پاتبلی (کوین هارت)، خوک شکمو با قدرت بزرگ شدن؛ پیبی (ونسا بایر)، لاکپشت عاشق با سرعت فوقالعاده؛ مرتون (ناتاشا لیون)، لاکپشت عینکی با دید لیزری؛ و آس (مارک مارون)، سنجاب بدبین با نیروی تلهکینزی. آنها باید با کمک بتمن (کیانو ریوز)، واندر وومن (جامیلا جمیل) و دیگران، لولو را که نقشه تسخیر جهان با ارتش خوکچههای هندیاش را دارد، متوقف کنند. داستان با صحنههایی مانند نجات کریپتو از سوپرمن در متروپلیس، شوخیهای پاتبلی درباره غذا، و نبرد نهایی در آسمان، به موضوعات دوستی، کار تیمی و شجاعت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان فرمولیک، طنز گاهی کودکانه و فقدان عمق برای بزرگسالان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۱/۱۰ در IMDb و ۷۲٪ در Rotten Tomatoes). صداپیشگی جانسون و هارت، انیمیشن رنگارنگ و ارجاعات دیسی تحسین شدند، اما فیلمنامه قابلپیشبینی و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «شیفت روز» یک کمدی-اکشن ترسناک آمریکایی به کارگردانی جی.جی. پری در اولین تجربه کارگردانیاش و با بازی جیمی فاکس، دیو فرانکو و اسنوپ داگ است که در ۱۲ اوت ۲۰۲۲ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره باد جابلونسکی (جیمی فاکس)، پدری سختکوش است که بهعنوان نظافتچی استخر در سن فرناندو ولی کار میکند، اما این شغل پوششی برای حرفه واقعیاش یعنی شکار و کشتن خونآشامها بهعنوان عضوی از اتحادیه بینالمللی شکارچیان خونآشام است. باد که از اتحادیه اخراج شده، برای پرداخت شهریه مدرسه و ارتودنسی دخترش، پیج (زایون برادنک)، و جلوگیری از نقلمکان همسر سابقش، جوسلین (میگان گود)، به فلوریدا، باید ۱۰,۰۰۰ دلار در یک هفته جمع کند. او با کمک دوست قدیمیاش، بیگ جان الیوت (اسنوپ داگ)، به اتحادیه بازمیگردد، اما رئیس اتحادیه (اریک لانگ) که از او خوشش نمیآید، سث (دیو فرانکو)، کارمند دفتری ناشی، را برای نظارت بر او میگمارد. در همین حال، آدری سن فرناندو (کارلا سوزا)، خونآشامی قدرتمند و توسعهدهنده املاک، نقشهای برای تسلط بر سن فرناندو ولی دارد. داستان با صحنههایی مانند مبارزه باد با خونآشامها در خانهای متروکه، تعقیب و گریز با ماشین، و شوخیهای سث درباره «گرگ و میش»، به موضوعات خانواده، رستگاری و دوستی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ضعیف، جهانسازی اجباری و طنز ناهماهنگ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۵۷٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای فاکس و فرانکو، سکانسهای اکشن خلاقانه و کارگردانی پری تحسین شدند، اما فیلمنامه و دیالوگهای ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دیوید بکهام: بدنام» یک مستند بیوگرافی-ورزشی بریتانیایی به کارگردانی بن سمپی است که به بررسی زندگی حرفهای و شخصی دیوید بکهام، اسطوره فوتبال انگلستان، میپردازد. این مستند از آغاز فروتنانه او در لیتوناستون لندن تا تبدیل شدن به پرافتخارترین بازیکن غیرمدافع انگلستان، برنده سهگانه تاریخی با منچستریونایتد و گرانترین بازیکن زمان خود را روایت میکند. فیلم روی رستگاری بکهام در تیم ملی پس از کارت قرمز جنجالی در جام جهانی ۱۹۹۸ مقابل آرژانتین، رویاهای جام جهانی، فشار رسانهها و تبدیل شدن به «برند بکس» تمرکز دارد. او با بازی برای غولهایی مانند منچستریونایتد، رئال مادرید و آث میلان و قراردادهای تجاری، به باارزشترین بازیکن از نظر تجاری تبدیل شد. داستان با صحنههایی از آرشیو بازیها، مصاحبهها (مانند گری کانوی)، و لحظاتی مانند درگیری با الکس فرگوسن (لگد به بوت که به چشم بکهام برخورد کرد)، به موضوعات شهرت، استقامت و فشار رسانهای میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان مصاحبه مستقیم با بکهام، عمق کم در کاوش زندگی شخصی، و تکیه بیشازحد بر تصاویر آرشیوی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). کارگردانی سمپی و پوشش دوران حرفهای بکهام تحسین شدند، اما روایت یکنواخت و فقدان دیدگاههای جدید نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «عزیزان» یک کمدی سیاه هندی به کارگردانی جسمیت ک. رین در اولین تجربه کارگردانیاش و تهیهکنندگی آلیا بات (در اولین تولیدش)، گوری خان و گوراو ورما است که داستان بدرونسا "بدرو" (آلیا بات) و مادرش شمشونسا (شفالی شاه) را در محلهای محافظهکار و پایینطبقه متوسط در بمبئی روایت میکند. بدرو، که در یک ازدواج عاشقانه با همزا (ویجی ورما)، مردی الکلی و خشن، گرفتار است، به امید تغییر او، سالها خشونت خانگی را تحمل میکند و حتی با مخفیانه افزودن قرصهای ضدالکل به غذایش و پیشنهاد بچهدار شدن تلاش میکند او را اصلاح کند. اما وقتی خشونت همزا از حد میگذرد و بدرو با عواقب حضورش در جلسهای درباره بازسازی محل زندگیشان (چاول) مواجه میشود، با کمک مادرش، شمشو، نقشهای ناشیانه اما جسورانه برای انتقام میکشد. داستان با صحنههایی مانند ضربوشتمهای همزا، تلاشهای بدرو برای حفظ ظاهر، و لحظات طنز تلخ مانند بستن همزا به صندلی، به موضوعات خشونت خانگی، توانمندی زنان و عشق مادر و دختری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه دوم، طنز ناهماهنگ و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای بات، شاه و ورما، فیلمبرداری آنیل مهتا و موسیقی متن ویشال باردواج تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کد تیرانگا» یک اکشن-جاسوسی هندی به کارگردانی ریبو داسگوپتا است که داستان دورگا سینگ (پارینتی چوپرا)، مأمور مخفی RAW، را روایت میکند. او تحت پوشش یک روزنامهنگار به نام عصمت به افغانستان فرستاده میشود تا خالد عمر، یک تروریست تحت تعقیب، را دستگیر کند. دورگا با دکتر میرزا علی (هاردی ساندو)، پزشک هندیالاصل سازمان ملل، رابطه عاشقانهای برقرار میکند تا به ماموریتش نزدیک شود. اما وقتی هویت واقعیاش فاش میشود، درگیریهای عاطفی و حرفهای او را به خطر میاندازد. داستان با صحنههایی مانند تعقیب و گریز در بازارهای کابل، مبارزه با عوامل القاعده، و پیچشهایی درباره خیانت بکشی (راجیت کاپور)، مأمور دوجانبه، به موضوعات فداکاری، عشق و میهنپرستی میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه ضعیف، صحنههای اکشن غیرواقعی (مانند بهبودی ناگهانی دورگا از زخم گلوله) و داستان قابلپیشبینی، نقدهای عمدتاً منفی دریافت کرد (امتیاز ۳.۳/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای چوپرا و ساندو، لوکیشنهای خاورمیانه و موسیقی آریجیت سینگ تحسین شدند، اما کارگردانی شلخته و فقدان منطق در داستان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کارمندها ۳» یک کمدی-درام آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی کوین اسمیت و سومین قسمت از سری فیلمهای «کارمندها» است که در دنیای View Askewniverse رخ میدهد. داستان درباره دانته هیکس (برایان اوهالوران) و رندال گریوز (جف اندرسون)، دو کارمند فروشگاه Quick Stop، است که حالا در میانسالی هستند. رندال پس از یک حمله قلبی که به دلیل استرس کار و مرگ همسر سابقش، بکی (روزاریو داوسون)، رخ میدهد، تصمیم میگیرد فیلمی درباره زندگیشان در فروشگاه بسازد. او دانته، که هنوز با مرگ بکی و زندگی یکنواختش دستوپنجه نرم میکند، و دوستان قدیمی مانند جی (جیسون میوز) و باب ساکت را به پروژه دعوت میکند. داستان با صحنههایی مانند فیلمبرداری آماتوری در فروشگاه، دیالوگهای طنزآمیز درباره فرهنگ پاپ و ارجاعات به فیلم اصلی «کارمندها» (۱۹۹۴)، و لحظات احساسی که دانته با رندال درباره مرگ و دوستی صحبت میکند، به موضوعات میانسالی، دوستی و میراث میپردازد. با این حال، به دلیل طنز تکراری، لحن ناهماهنگ بین کمدی و درام، و پایانبندی بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای اوهالوران و اندرسون، نوستالژی و ارجاعات به طرفداران قدیمی تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و فقدان طنز تیز فیلم اول نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کریسمس خونین» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی جو بگوس است که داستان توری تومز (رایلی دندی)، صاحب یک فروشگاه موسیقی، را در شب کریسمس روایت میکند. توری که قصد دارد با کارمندش رابی (سم دلیچ) خوش بگذراند، با یک سانتا رباتیک (ابراهام بنروبی) مواجه میشود که به دلیل نقص فنی (بازگشت به برنامهنویسی نظامی وزارت دفاع آمریکا) در فروشگاه اسباببازی محلی به قتلعام میپردازد. توری و رابی، پس از بازدید از دوستانشان، جِی (جونا ری) و لانا (دورا مدیسون)، در فروشگاه اسباببازی، درگیر مبارزهای خونین برای بقا میشوند. داستان با صحنههایی مانند قتلهای خشن با تبر، تعقیب و گریز در فروشگاه با نورپردازی نئونی، و پایانبندی که توری پس از نابودی سانتا رباتیک خسته و خونآلود به خیابان میرسد، به موضوعات بقا، طنز سیاه و وحشت تعطیلات میپردازد. با این حال، به دلیل دیالوگهای بیشازحد، ریتم کند در ۳۰ دقیقه ابتدایی و داستان ساده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی دندی، جلوههای گور و فضای دهه ۸۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و استفاده بیشازحد از دوربین ۱۶ میلیمتری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کاترین به نام بردی» یک کمدی-درام تاریخی به کارگردانی لینا دانهام و بر اساس رمان کودکان کارن کوشمن (۱۹۹۴) است که در انگلستان قرون وسطی (۱۲۹۰) رخ میدهد. داستان درباره کاترین، ملقب به بردی (بلا رمزی)، دختر ۱۴ سالهای است که در خانوادهای اشرافی اما فقیر زندگی میکند. پدرش، لرد رولو (اندرو اسکات)، برای نجات وضعیت مالی خانواده قصد دارد او را به ازدواج اجباری با خواستگارانی مانند شاگی برد (پل کی)، مردی ثروتمند اما نفرتانگیز، وادار کند. بردی، که روحیهای سرکش و طنزآمیز دارد، با ترفندهایی مانند پنهان شدن در طویله یا فریب دادن خواستگاران، از ازدواج فرار میکند. او با کمک دوستش آلیس (آیسیس هینزورث)، عمویش جرج (جو پری)، و مادرش لیدی آیلین (بیلی پایپر)، در برابر انتظارات جامعه مقاومت میکند. داستان با صحنههایی مانند شوخیهای بردی برای فراری دادن خواستگاران، روزنگارهای طنزآمیز او، و لحظهای احساسی که به پذیرش نقش خود میرسد، به موضوعات فمینیسم، بلوغ و استقلال میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، طنز بیشازحد مدرن و پایانبندی سادهانگارانه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی رمزی، طراحی صحنه قرون وسطایی و موسیقی متن کارتر بورول تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و انحراف از رمان اصلی نقد شدند.