خلاصه داستان: فیلم «آخ، لعنتی!» یک کمدی-ترسناک آلمانی به کارگردانی لوکاس رینکر است که داستان فرانک (توماس نیهوس)، یک معمار را دنبال میکند که در یک توالت قابلحمل (دکسی) در یک سایت ساختمانی که قرار است منفجر شود، به هوش میآید، در حالی که بازویش با میلهای فلزی سوراخ شده است. او تنها یک ساعت فرصت دارد تا از این «زندان آبی» فرار کند، در غیر این صورت همراه با تخریب سایت منفجر خواهد شد. در حین تلاشهای ناامیدانه برای نجات خود، فرانک متوجه میشود که شهردار فاسد، هورست (گدئون بورکهارد)، او را به دلیل اختلافات شخصی در این موقعیت قرار داده و حالا خانوادهاش، از جمله ماری (اولگا فون لوکوالد)، در خطر هستند. داستان با صحنههایی مانند تلاشهای خلاقانه و خونین فرانک برای فرار، دیالوگهای طنز سیاه مانند «اینجا پر از کثافت است»، و لحظات سورئال مانند حضور یک خرگوش تصادفی، به موضوعات بقا، انتقام و حماقت انسانی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند پس از ۴۵ دقیقه، بازیهای اغراقآمیز، و پایانبندی غیرمنسجم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری خلاقانه، طنز سیاه، و جلوههای گور تحسین شدند، اما داستان پراکنده و تلاش ناکام برای واقعی جلوه دادن موقعیت نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «سرزمین خدا» یک تریلر نئو-وسترن به کارگردانی جولیان هیگینز است که بر اساس داستان کوتاه «نور زمستان» نوشته جیمز لی بورک ساخته شده است. داستان درباره ساندرا گوئیدری (تندیوی نیوتن)، استاد دانشگاه سیاهپوستی است که پس از مرگ مادرش، تنها در منطقهای دورافتاده و برفی در مونتانا زندگی میکند. او که پیشتر افسر پلیس در نیواورلئان بود، پس از تجربه تبعیض و فاجعه طوفان کاترینا به این منطقه نقلمکان کرده است. وقتی ساندرا دو شکارچی سفیدپوست، ناتان (جوریس جارسکی) و ساموئل (جفرسون وایت)، را به دلیل ورود غیرمجاز به ملکش مورد بازخواست قرار میدهد، تنشها بالا میگیرد. این رویارویی ساده به یک نبرد ارادهای تبدیل میشود که با نژادپرستی، جنسیتزدگی و خشونتهای خرد در دانشگاه و شهر همراه است. داستان با صحنههایی مانند سوزاندن خاکستر مادر ساندرا، درگیری در یک کلیسا، و شلیکهای نهایی، به موضوعات سوگ، نژادپرستی، و چرخههای خشونت میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامه پراکنده، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی نیوتن، فیلمبرداری درخشان و فضای سرد و پرتنش تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتهای تکبعدی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «کلاسیکو» یک کمدی-عاشقانه فرانسوی به کارگردانی ناتانائل گود و آنتونی مارسیانو است که در پسزمینه رقابت فوتبالی بین پاری سن ژرمن (PSG) و المپیک مارسی (OM) روایت میشود. داستان درباره سامی (احمد سیلا)، یتیمی که در مارسی کارمند سادهای در ورزشگاه OM است و از یتیمخانهای حمایت میکند که در کودکی در آن بزرگ شده است. وقتی یتیمخانه به دلیل بدهی در آستانه تعطیلی قرار میگیرد، سامی و کودکان تصمیم میگیرند با گرفتن سلفی با جام قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا (متعلق به OM در سال ۱۹۹۳) در اینستاگرام پول جمع کنند. اما جام توسط هواداران PSG دزدیده میشود. سامی، که به دلیل ترومای کودکی هرگز از مارسی خارج نشده، برای بازگرداندن جام به پاریس سفر میکند و در آنجا با لیزا (آلیس بلیدی)، هوادار PSG، آشنا میشود. او با هویت جعلی به گروه هواداران PSG نفوذ میکند و با موقعیتهای طنزآمیز مانند رقص در مهمانیها و درگیری با هواداران رقیب مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند سرقت جام، نزاعهای خندهدار در استادیوم، و رابطه عاشقانه سامی و لیزا، به موضوعات هویت، وفاداری و آشتی بین رقبا میپردازد. با این حال، به دلیل سوراخهای داستانی، طنز گاه کلیشهای، و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۶۰٪ در Allociné). بازی احمد سیلا، حضور افتخاری فوتبالیستها مانند ژان-کلود بیلونگ، و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و کمبود عمق در شخصیتهای فرعی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «پس از همیشه شاد» یک درام عاشقانه به کارگردانی کستیل لاندون و چهارمین قسمت از مجموعه فیلمهای «افتر» بر اساس رمانهای آنا تاد است. داستان ادامه رابطه پرتنش تسا یانگ (جوزفین لنگفورد) و هاردین اسکات (هیرو فینس-تیفین) را دنبال میکند که پس از اتفاقات فیلم قبلی در لندن و نیویورک رخ میدهد. تسا و هاردین با افشای رازهای خانوادگی و گذشتهای آشوبناک روبهرو میشوند: هاردین متوجه میشود کریستین (راب استس)، نامزد مادرش، ممکن است پدر واقعی او باشد، در حالی که تسا با مشکلات خانوادگی و بیماری پدرش، ریچارد (اتانا دیلون)، دستوپنجه نرم میکند. رابطه آنها با حسادت، جداییها و تصمیمات احساسی مانند نقلمکان تسا به نیویورک و تلاش هاردین برای بازسازی زندگیاش آزمایش میشود. داستان با صحنههایی مانند درگیریهای عاشقانه، مونتاژهای احساسی در باران، و لحظات عروسی و مرگ، به موضوعات عشق، بخشش و رشد شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان تکراری، دیالوگهای کلیشهای، و فقدان عمق در شخصیتهای فرعی مانند ونس (استفن مویر)، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۴.۶/۱۰ در IMDb و ۱۶٪ در Rotten Tomatoes). شیمی بین لنگفورد و فینس-تیفین و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف، ریتم کند، و پایانبندی باز نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «یک افسانه در نهایت» یک موزیکال فانتزی-خانوادگی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی اریک پیتر کارلسون است که از آثار جیم هنسون و دیزنی الهام گرفته شده است. داستان درباره اسکای (امیلی شنات)، یک دانشآموز دبیرستانی منزوی است که پس از مرگ پدرش با غم و اندوه دستوپنجه نرم میکند و در مدرسه با همسالانش سازگار نیست. او هنگام تماشای یک نمایش عروسکی در مدرسه، بهطور جادویی به پادشاهی خیالی سلستیا منتقل میشود، جایی که بهعنوان پرنسس ژنو شناخته میشود. اسکای باید برای نجات پدرش، پادشاه (گابریل بورافاتو)، از دست جادوگر شرور، مادام میزِرابل (بریجت ویندر)، و دستیاران طنزش سفری پرماجرا را آغاز کند. او با شخصیتهایی مانند کورنلیس (تیموتی ان. کوپاچ)، عروسکهای حیوانی شبیه خرس عروسکی، و موجودات عجیب مواجه میشود. فیلم با استفاده از انیمیشن، عروسکگردانی، و تغییر به فیلمبرداری سیاهوسفید، به موضوعات سوگ، خودشناسی و قدرت تخیل میپردازد. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، دیالوگهای بیشازحد توضیحی، آهنگهای ضعیف، و جلوههای ویژه غیرحرفهای، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۳.۲/۱۰ در IMDb و ۹۲٪ Popcornmeter در Rotten Tomatoes). بازی ویندر، عروسکها، و پیام عاطفی درباره پذیرش فقدان تحسین شدند، اما کارگردانی آماتور، بازیهای ضعیف، و داستان غیرمنسجم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «۳۶۵ روز: این روز»، یک درام اروتیک لهستانی به کارگردانی باربارا بیاوواس و توماش ماندس، دنبالهای بر فیلم «۳۶۵ روز» (۲۰۲۰) و بر اساس دومین رمان از سهگانه بلانکا لیپینسکا است. داستان با ازدواج لورا (آنا-ماریا سیکلوکا) و ماسیمو (میشل مورونه)، مافیای سیسیلی، آغاز میشود. لورا پس از تصادفی که در پایان فیلم اول رخ داد، فرزندش را از دست داده و این راز را از ماسیمو مخفی میکند، زیرا میترسد او به دنبال انتقام باشد. تنها دوست صمیمی لورا، اولگا (ماگدالنا لامپارسکا)، به عروسی در ایتالیا میآید، زیرا ماسیمو نگران افشای هویت مافیاییاش در برابر خانواده لورا است. در ماه عسل، لورا احساس بیحوصلگی میکند و با ناکو (سیمونه سوسینا)، باغبان جذاب و عضو باند مافیایی رقیب، آشنا میشود که سعی در ج کسب قلب او دارد. پیچشهای داستانی شامل افشای وجود آدریانو، برادر دوقلوی نادان ماسیمو، و آنا، معشوقه او، میشود که نقشهای برای نابودی لورا و ماسیمو میکشند. فیلم با صحنههایی مانند مونتاژهای اروتیک، خریدهای لوکس، و درگیریهای مافیایی، به موضوعات خیانت، حسادت و روابط پرتنش میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان داستان منسجم، دیالوگهای ضعیف، و تمرکز بیشازحد بر صحنههای اروتیک (۱۱ صحنه در ۱۱۱ دقیقه)، نقدهای بسیار منفی دریافت کرد (امتیاز ۲.۷/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیگران، موسیقی متن، و فیلمبرداری در سیسیل تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمنطق، بازیهای ضعیف، و شباهت به «پنجاه سایه گری» نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «آرام باش، من از آینده آمدهام» یک کمدی-علمیتخیلی کانادایی است که داستان کسپر، یک مسافر زمان از قرن ۲۲ را دنبال میکند که در تورنتوی امروزی گیر افتاده است. کسپر، با بازی ریس داربی، با ظاهری نامرتب و دانش پیشپاافتاده از آینده، سعی میکند با شرطبندی روی نتایج ورزشی و لاتاری زندگی راحتی بسازد. او با هالی، یک زن سیاهپوست بدبین، دوست میشود و او را در برنامههایش برای کسب پول سریع شریک میکند، غافل از اینکه اقداماتشان آینده را تغییر میدهد. وقتی دوریس، یک مسافر زمان حرفهایتر، برای جلوگیری از یک فاجعه در سال ۲۰۷۰ به دنبال آنها میآید، کسپر و هالی باید تصمیم بگیرند که آیا آیندهای که به خطر انداختهاند ارزش نجات دارد یا خیر. داستان با صحنههایی مانند تلاش کسپر برای متقاعد کردن پرسی، یک هنرمند افسرده، برای خودکشی به روشی خاص برای حفظ آینده، و تعقیبوگریزهای طنزآمیز، به موضوعات سرنوشت، دوستی و اهمیت انتخابهای کوچک میپردازد. با این حال، به دلیل تغییرات شدید لحن بین کمدی و مضامین تاریک مانند خودکشی، و داستان پراکنده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۸۰٪ در Rotten Tomatoes و ۵.۴/۱۰ در IMDb). بازیهای داربی و گراهام، طنز عجیب و پیامهای انسانی تحسین شدند، اما فیلمنامه نامتمرکز و کندی ریتم در نیمه دوم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «تعقیب» یک اکشن-تریلر است که داستان ریک کالووی، یک هکر بیرحم را دنبال میکند که تلاش میکند همسر ربودهشدهاش را از چنگ یک کارتل مواد مخدر نجات دهد. ریک، که پسر یک رئیس جنایتکار است، پس از حمله به یک عملیات مخفی پلیس نیویورک برای یافتن سرنخی از همسرش، توجه مایک برسlin، کارآگاه سرسخت پلیس نیویورک را جلب میکند. وقتی ریک از بازداشت پلیس فرار میکند، برسlin با یک افسر زن بیتعارف به نام زویی کارتر همکاری میکند تا او را دوباره دستگیر کند. داستان با تعقیبوگریزهای پرتنش مانند تیراندازی در خیابانهای لیتل راک، انفجارهای ناشیانه، و صحنههای شکنجه مانند چنگال به چشم، به موضوعات انتقام، خانواده و جرم میپردازد. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، ویرایش ضعیف، جلوههای ویژه غیرواقعی و فقدان شخصیتهای دوستداشتنی، نقدهای منفی دریافت کرد. برخی صحنههای اکشن مانند تیراندازیهای اسلوموشن و پیچشهای داستانی غیرمنتظره تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده، دیالوگهای غیرطبیعی و بازیهای بیروح نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «ماشین کودک» یک فیلم علمی-تخیلی-هیجانی است که داستان دختری ۹ ساله را دنبال میکند که در تعطیلات با والدینش در منطقهای دورافتاده گرفتار یک پناهگاه مخفی میشود. این پناهگاه متعلق به یک استارتاپ هوش مصنوعی است که در آستانه تکمیل یک هوش مصنوعی فوقهوشمند است. دختر و هوش مصنوعی هر دو به دنبال فرار هستند. فیلم با فضایی شبیه به پناهگاههای جنگ سرد یا جنگ جهانی دوم، به موضوعات خطرات هوش مصنوعی، اخلاق فناوری، و تلاش برای آزادی میپردازد. داستان همچنین به معضلات اخلاقی کارآفرینان فناوری و نظریه «ریسک وجودی» مرتبط با هوش مصنوعی اشاره دارد. با این حال، به دلیل ریتم کند در یکسوم ابتدایی، داستان قابلپیشبینی، و اجرای گاه کسلکننده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۴.۶/۱۰ در IMDb). فضای متروکه پناهگاه، جلوههای بصری تولیدشده توسط هوش مصنوعی (اولین در نوع خود)، و مضمون مرتبط با مسائل امروزی تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان پویایی در داستان نقد شدند. فیلم بهعنوان ترکیبی از «فرانکنشتاین» مری شلی، «رقص خونآشامها» پولانسکی، و «شاگرد جادوگر» گوته توصیف شده است.
خلاصه داستان: فیلم «بتمن و سوپرمن: نبرد پسران فوقالعاده» یک انیمیشن اکشن-ماجراجویی تمام CGI از Warner Bros. Animation است که به کارگردانی مت پترز و نویسندگی جرمی آدامز ساخته شد و در ۷ اکتبر ۲۰۲۲ در نیویورک کامیک کان نمایش داده شد و در ۱۸ اکتبر بهصورت دیجیتال و بلوری منتشر شد. داستان درباره جاناتان کنت (جک دیلن گریزر)، پسر ۱۱ ساله کلارک کنت/سوپرمن (تراویس ویلینگهام)، است که در روز تولدش در اسمالویل متوجه میشود پدرش سوپرمن است و خودش نیز قدرتهای فوقالعادهای مانند دید حرارتی دارد. کلارک او را به گاتهام نزد بتمن (تروی بیکر) میبرد تا قدرتهایش بررسی شود. در آنجا، جاناتان با دیمین وین/رابین (جک گریفو)، پسر بتمن که سابقهای بهعنوان قاتل در اتحادیه قاتلان دارد، آشنا میشود. دیمین ابتدا با جاناتان خصومت دارد، اما وقتی استارو، موجود بیگانه انگلمانند که از کریپتون همراه سفینه کال-ال آمده، جاستیس لیگ و تین تایتانها را آلوده میکند، این دو مجبور به همکاری میشوند. داستان با صحنههایی مانند فرار از لویس لین (لورا بیلی) آلودهشده، استفاده از فناوری کریپتونی در قلعه تنهایی، و نبرد نهایی با استارو در واچتاور در حال سقوط، به موضوعات دوستی، بلوغ و روابط پدر و پسر میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، تمرکز بیشازحد بر جاناتان و کمرنگ بودن دیمین، و انیمیشن CGI که گاهی بیشازحد کامپیوتری به نظر میرسد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۱۰۰٪ در Rotten Tomatoes با ۹ نقد). شیمی بین جاناتان و دیمین، بازی گریزر و بیلی، و لحظات کمدی مانند حضور گاو بتمن تحسین شدند، اما انتخاب استارو بهعنوان شرور تکراری و ریتم کند نیمه اول نقد شدند. فیلم با مدتزمان ۷۹ دقیقه و ردهبندی PG-13، خانوادگی و سرگرمکننده است و بهعنوان اولین انیمیشن تمام CGI دیسی شناخته میشود