خلاصه داستان: هی یون با اتوبوس به تونگ یونگ، شهری ساحلی در جنوب استان گیونگ سانگ می رود تا با دوست قدیمی خود سونگ سون که خاطرات بسیار خوبی با هم داشتند، ملاقات کند…
خلاصه داستان: یون یونگ 19 ساله با مادرش زندگی میکند. در حالیکه به طور پاره وقت کار میکند، برای آزمون استخدامی نیز آماده شود. او دوست دارد همانند همسن و سالانش درس بخواند اما بخاطر شرایط مادرش مجبور است اولویتش را کار قرار دهد. تا اینکه حوادث غیرقابل پیش بینی باعث می شوند او به زندان بیفتد…
خلاصه داستان: در سال 1999 ، یک نوجوان با قلب طلا شروع به نگه داشتن زبانه های نزدیک بر روی یک همکلاسی محبوب به عنوان لطف به بهترین دوست خرد شده خود می کند.
خلاصه داستان: یونگ شین (Jung Woo Yeon) بیست ساله، کسی است که با استعداد آشپزی در غذاهای سنتی سلطنتی متولد شده است. او با افرادی از جمله کیونگ سو (Jae Hee) آشنا میشود و …
خلاصه داستان: هنگامی که شهر ساحلی Shaw Bay در معرض خطر توسعه مجدد قرار می گیرد، ارین مشاور املاک هر کاری برای نجات آن انجام می دهد. تئو خوش تیپ، یک خانواده سلطنتی که به دنبال یک ملک جدید است. نکته این است که او بخش سلطنتی را پنهان می کند.
خلاصه داستان: این سریال، داستان روزنامه نگاری محترم و شرافتمند به نام آنا ماتسودا را روایت می کند که با تکیه بر باورهایش، در جهت کشف حقایق گام برمی دارد. هنگامی که آنا اطلاعاتی را در مورد جرائم و رسوایی های برخی از سیاستمداران کشور ژاپن بدست می آورد، تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا فساد حاکم بر این کشور را افشا نماید و...
خلاصه داستان: گزیده یک قاضی محترم دادگاه خانواده است. اون یه خانم درستکار و قانونمداره که مانع از هم پاشیدن خیلی از زندگی های مشترک شده و بچه های زیادی رو به عشق و محبتی که لایقشون بودن رسونده و همیشه طرف حق و عدالت رو گرفته و فکر میکرد همراه با شوهرش و دو تا بچههاش یک خانواده نمونه هستن و یک زندگی شرافتمندانهای دارن و بعد از این هم قراره یه زندگی شاد و آروم و سرشار از محبت بگذرونن ولی یه روز گزیده تصادفا متوجه چیزی میشه و میفهمه زندگیش فقط قلعه ای از شن بوده…