خلاصه داستان: برایان و چارلز؛ فیلمی در ژانر کمدی و خانوادگی به کارگردانی جیم آرچر میباشد. پس از یک زمستان به خصوص سخت، برایان دچار افسردگی عمیق می شود. برایان کاملاً منزوی و بدون کسی که با او صحبت کند، کاری را انجام می دهد که هر فرد عاقلی در مواجهه با چنین موقعیت مالیخولیایی انجام می دهد. او یک ربات می سازد.
خلاصه داستان: خون؛ فیلمی در سبک ترسناک مهیج به کارگردانی برد اندرسون و نقش آفرینی میشل موناهن است. یک پرستار به همراه دو فرزندش به خانه مزرعه قدیمی خود نقل مکان می کند. مدت کوتاهی پس از استقرار، یکی از فرزندانش توسط سگی گاز گرفته می شود و عفونتی مرموز در او ایجاد می شود…
خلاصه داستان: بربرها؛ فیلمی ترسناک به کارگردانی زک کرگر است. داستان جوانی به نام تِس را دنبال میکند که برای یک مصاحبه کاری به شهر دیترویت در ایالت میشیگان سفر میکند و در آنجا، خانهای را به صورت اینترنتی از ایربیانبی اجاره میکند اما به هنگام ورود به خانه متوجه میشود که شخص دیگری نیز آن را اجاره کرده اما…
خلاصه داستان: شبکهای از اتاقهای گفتگوی آنلاین ناشناس و استثمارگر با جنایات جنسی بیداد میکرد. شکار برای از بین بردن اپراتورهای آن به شجاعت و سرسختی نیاز داشت.
خلاصه داستان: پلنگ سیاه واکاندا تا ابد؛ فیلمی ابرقهرمانی بخشی از فاز چهارم و 30 ام فیلم در دنیای سینمای مارول است. رهبران پادشاهی واکاندا برای محافظت از ملت خود در برابر نیروهای مهاجم در پی مرگ پادشاه تِچالا مبارزه میکنند…
خلاصه داستان: یه سوپر استار جوان و قهرمان اکشن زمانی که در اوج حرفه ی خود بود ، با تصادف شدیدی مواجه میشه ، حال این جوان که روزی اسمش بر سر زبان ها بود و محبوبیتی واسه خودش داشت ، اکنون در خلوت خود به تنهایی روزگارشو می گذرونه ...
خلاصه داستان: امپراتوری نور؛ فیلمی درام عاشقانه به نویسندگی و کارگردانی سم مندس است. این فیلم در مراسم اسکار نامزد جایزهٔ بهترین فیلمبرداری شد. فیلمدر دهه 1980 میلادی روایت شده و در مورد مدیر یک سینمای قدیمی به نام هیلاری است که با مشکلات روانی دست و پنجه نرم میکند. در این میان استفان کارمند جدیدی است که با مشکلات متعددی در زندگی روزمره خود روبرو است. اما هیلاری و استفان به زودی همراه با هم قدرت شفابخش موسیقی، سینما و اجتماع را تجربه کرده و…
خلاصه داستان: ای سی پادشاه ایالت کین، پس از سرکوب شورش برادر کوچکترش زمانی که تاج و تخت را به دست گرفت و قصد داشت چین را متحد کند، توسط آدمکشانی که یک شب وارد کاخ سلطنتی شده بودند، تهدید می شود. به لطف شین و کا ریو تن که به سرعت به محل حادثه شتافتند، ای سی نجات پیدا میکند ولی…