خلاصه داستان: هزار سال پیش، لئونیس دث مگنوس، جادوگر مرده و بزرگترین ارباب تاریکی، در طی یک نبرد هیجانانگیز، سکون جادویی شد. وقتی از خواب بیدار میشه، متوجه میشه که یک زن جوون با موهای نقرهای زیبا به نام ریسلیا در مقابل اون ایستاده. شوکه کنندهتر اینکه لئونیس به یک پسر ده ساله تبدیل شده! حالا اون باید خودش رو با این دوران عجیب تطبیق بده و با هیولاهای پیچ خوردهای به اسم وید کنار بیاد. همه اینها در حالیه که قدرت واقعیش رو از نگهبان جدید دوست داشتنیش مخفی نگه میداره.
خلاصه داستان: پس از از دست دادن پایش بهعنوان مبتدی ماجراجویی، بازنشسته شد و به زادگاهش در منطقه روستایی بازگشت. انجام کارهایی مثل جمعآوری گیاهان دارویی، مبارزه با حیوانات جادویی و وحشی و کمک به کارهای کشاورزی روستانشینان، تصمیمگیری برای نامیدن قهرمان داستان ما ماجراجو یا مرد آمادهکار سخت بود. درحالیکه این کارها را انجام میداد سنش سریعا به سی سال نزدیک شد. روزی در حالی...
خلاصه داستان: فیلم تفنگ، ویرا اسلحهای از اسلحهخانه میدزد، غافل از اینکه ارجان صاحب مغازه او را دنبال میکند، اما بعد از پیدا کردن ویرا، تیراندازی را آموزش میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «دادگاه نظامی شورش کین» یک درام حقوقی از ویلیام فریدکین است که داستان دادگاه افسران ناو کین را در جنگ جهانی دوم روایت میکند که کاپیتان کوئیگ را به جنون متهم میکنند. منتقدان روایت تنشزا، بازیهای قدرتمند کیفر ساذرلند و جیسون کلارک، و کاوش رهبری را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم عمیق و هیجانانگیز توصیف کردهاند که با دیالوگهای باهوش، حس عدالت و تنش را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: گزیده ای از زندگی سوکپریت معروف به ( سوکی کالرا ) یک زن خانه دار 38 ساله ی پنجابی که از زندگی روز مره اش به ستوه آماده است ، او برای شرکت در یک گردهمایی مدرسه اش به دهلی سفر می کند و در آنجا نسخه ی 17 ساله اش را دوباره زنده می کند ...
خلاصه داستان: کانگ نام سون زنی با قدرت بسیار زیاد است که در کودکی در مغولستان گم میشود؛ حال به کره آمده تا مادرش را پیدا کند. او متوجه میشود مادر و مادربزرگش نیز قدرت فرا انسانی دارند. آنها به همراه کارآگاه کانگ هی شیک درگیر یک پرونده مواد مخدر می شوند…
خلاصه داستان: پس از بیست و پنج سال، سیلوا سوار بر اسبی از صحرا می گذرد تا دوستش کلانتر جیک را ببیند. آنها جشن میگیرند، اما صبح روز بعد جیک به او میگوید که دلیل سفرش رفتن به خاطره دوستی آنها نیست.