خلاصه داستان: فیلم «ارباب، ما ورشکست شدیم!» یک کمدی-درام تاریخی ژاپنی به کارگردانی تتسو مائدا است که بر اساس رمان «دایمیو توسان» نوشته جیرو آسادا ساخته شده و در دوره ادو رخ میدهد. داستان حول کوشیرو ماتسودایرا (ریونوسوکه کامیکی) میچرخد، جوانی سادهلوح که بهعنوان پسر یک فروشنده ماهی سالمون در حوزه نیبویاما در اچیگو زندگی آرامی دارد. یک روز، مقامات حوزه به خانهاش میآیند و ساکوبه (فومیو کوهیناتا)، پدرش، راز تولد او را فاش میکند: کوشیرو در واقع پسر نامشروع دایمیو ایکوسای (کویچی ساتو) و وارث حوزه نیبویاما است. ایکوسای ناگهان مقام ارباب فئودالی را به کوشیرو واگذار کرده و خود بازنشسته شده است. کوشیرو که ابتدا از این تغییر ناگهانی خوشحال است، بهزودی متوجه میشود که حوزه نیبویاما بدهی عظیمی به مبلغ ۱۰ میلیارد ین دارد که باید بهزودی پرداخت شود، وگرنه او مجبور به انجام هاراکیری (خودکشی آیینی) خواهد شد. کوشیرو با کمک سایو (هانا سوگیساکی)، شینجیرو (کنیچی ماتسویاما) و دیگر متحدان، تلاش میکند تا با روشهای خلاقانه مانند کاهش هزینهها این بدهی را تسویه کند، در حالی که با نقشههای پنهان ایکوسای و فشارهای اجتماعی روبهروست. داستان با صحنههایی مانند مذاکرات خندهدار با بازرگانان، مراسم سنتی، و لحظات احساسی مانند اتحاد کوشیرو با سایو، به موضوعات دوستی، مسئولیت و نبوغ در برابر مشکلات مالی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی و برخی صحنههای بیشازحد اغراقشده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۸۷٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای کامیکی و سوگیساکی، طراحی صحنههای رنگارنگ دوره ادو، و طنز سبک تحسین شدند، اما فقدان عمق در برخی شخصیتها و سادهانگاری موضوعات مالی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «شیمی: اولین پادشاه میمون» یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی است که داستان شیمی، میمونی بازیگوش را دنبال میکند که بهتازگی قدرتهای ابرقهرمانی مانند توانایی تغییر شکل را کشف کرده است. او باید یاد بگیرد چگونه این تواناییهای خارقالعاده را کنترل کند تا از نیروهای اهریمنی قدرتمندی که قصد دارند جهان را به سوی هرجومرج ببرند، جلوگیری کند. شیمی در این مسیر با شخصیتهایی مانند ژنرال وون و پادشاه اژدها مواجه میشود و با چالشهایی مانند سفر به قلمروهای خطرناک و مبارزه با موجودات شیطانی روبهرو میگردد. داستان با صحنههایی مانند نبردهای انیمیشنی پرجنبوجوش و لحظات طنزآمیز، به موضوعات شجاعت، خودشناسی و حفاظت از جهان میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده، فقدان عمق در شخصیتپردازی و برخی جلوههای انیمیشن متوسط، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb). طراحی بصری رنگارنگ، موسیقی متن و جذابیت برای مخاطبان جوان تحسین شدند، اما فیلمنامه قابلپیشبینی و نبود پیچیدگی برای بزرگسالان نقد شدند. این فیلم، محصول مشترک چین و آمریکا، در آوریل ۲۰۲۳ اکران شد و در ژوئن همان سال در سینماهای IMAX و معمولی به نمایش درآمد.[
خلاصه داستان: فیلم «مست در لحظه زندگی کن» یک کمدی-درام هندی است که در بمبئی رخ میدهد و داستان وی.اس. کامات، بیوهای تنها را دنبال میکند که زندگیاش با روالهای تکراری پر شده است. وقتی آپارتمان او توسط یک سارق جوان، ناناو، مورد سرقت قرار میگیرد و کامات بیهوش میشود، پلیس به دلیل انزوای او ابراز نگرانی میکند. این حادثه کامات را به جستوجوی ارتباط انسانی وامیدارد و او با پراکاش هاندا، زنی پرجنبوجوش، آشنا میشود. این دو از طریق ماجراهای غیرمنتظره، مانند دزدی از خانههای دیگران و نوشیدن آبجو با هم، دوستی غیرمعمولی شکل میدهند. داستان موازی ناناو و رانی، دختری که درگیر مشکلات مالی و اجتماعی است، به موضوعاتی مانند عشق، بخشش و رهایی از گذشته میپردازد. داستان با صحنههایی مانند ملاقات دوباره کامات و هاندا با ناناو، و لحظات طنزآمیز مانند رقص در مهمانی، به موضوعات دوستی، خودشناسی و پذیرش زندگی با تمام نقصهایش میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخشهایی، شکافهای روایی و طنز گاه ناهماهنگ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۱/۱۰ در IMDb و ۷۶٪ در TMDb). بازیهای جکی شروف و نینا گوپتا، فضای پرجنبوجوش بمبئی و موسیقی متن تحسین شدند، اما داستان پراکنده و برخی دیالوگهای غیرطبیعی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «منودروم» یک تریلر-درام روانشناختی به کارگردانی جان ترنگوو است که داستان رالفی، راننده اوبر و بدنساز مشتاق (با بازی جسی آیزنبرگ) را دنبال میکند که در نیویورک با مشکلات مالی و روانی دستوپنجه نرم میکند. رالفی که بهتازگی شغل اصلیاش را از دست داده و نامزدش، سال (اودسا یانگ)، باردار است، در آستانه فروپاشی قرار دارد. او از طریق دوستش جیسون با گروهی مرموز از مردان به رهبری «داد دن» (آدرین برودی) آشنا میشود که خود را حامی مردانگی و استقلال معرفی میکنند و با خالکوبی مثلثی با یک خط در بالا شناخته میشوند. این گروه که بهعنوان یک فرقه مردسالار و ضدزن عمل میکند، رالفی را به سوی خشم سرکوبشده و رفتارهای خشونتبار سوق میدهد. داستان با صحنههایی مانند مشاجره رالفی با سال، درگیری با بدنساز دیگری به نام احمد، و لحظات سورئال مانند مراسم برندینگ، به موضوعات شکنندگی مردانگی، فرقههای سمی، و هویت جنسی میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان عمق در تحلیل اجتماعی، پایانبندی مبهم، و تغییرات ناگهانی در لحن (از درام به طنز ناخواسته)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۷/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای آیزنبرگ و برودی، فضای سرد و خام، و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی و عدم انسجام داستانی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «تابو و پرونده کرگدن» یک ماجراجویی-خانوادگی-معمایی است که در ساوانای اسواتینی در جنوب آفریقا رخ میدهد. داستان حول محور تابو، پسری ۱۱ ساله با بازی لیتلهونولوفاتسو لیتلهاکایان، میچرخد که آرزو دارد کارآگاه خصوصی شود، اما روستای آرامش، هلاتیکولو، فرصتی برای ماجرا ندارد. وقتی یک کرگدن به دلیل شاخ ارزشمندش در پارک سافاری مجاور کشته میشود و عموی تابو، ووسی، به اشتباه متهم میشود، تابو با دوست جدیدش اما از آلمان و گروهی از بچههای روستا، از جمله سیفیسو، لیموناد و پایلوت، وارد عمل میشود. آنها ضمن مراقبت از بچه کرگدن یتیم، سرنخهایی مانند ردپاها و تماسهای مشکوک را دنبال میکنند تا قاتل واقعی را پیدا کنند. داستان با صحنههایی مانند تعقیب در ساوانا، مراقبت از بچه کرگدن، و رویارویی با شکارچیان غیرقانونی، به موضوعات حفاظت از حیوانات، کار تیمی، و مبارزه با فقر و تعصب میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده و برخی دیالوگهای غیرطبیعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). فضای خیرهکننده آفریقا، پیامهای زیستمحیطی و بازیهای کودکانه تحسین شدند، اما ریتم کند و فقدان پیچیدگی برای بزرگسالان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «ترانه جنوب» یک درام تاریخی-جنگی است که در ویتنام دهه ۱۹۴۰، در دوران استعمار فرانسه، رخ میدهد. داستان حول محور آن، پسری ۱۲ ساله، میچرخد که پس از فقدان غمانگیز مادرش، سفری خطرناک را برای یافتن پدر گمشدهاش آغاز میکند. آن در این مسیر با شخصیتهای متنوعی مانند معلم بای مخفی، دزد اوت لوک لام، قهرمان وو تونگ، استاد چینی تیئو، عمو با فی قصهگو، پسر مارگیر کو، و دختر بازیگر شین مواجه میشود. این سفر پرماجرا با صحنههایی مانند مبارزه با سربازان فرانسوی، زندگی در مناطق روستایی جنوب ویتنام، و لحظات احساسی مانند دوستی آن با اوت، به موضوعات خانواده، میهنپرستی، و از دست دادن میپردازد. ژنرال دوریه، با کمک معشوقهاش تو مام، متوجه میشود که آن پسر یک شورشی تحت تعقیب است و از او بهعنوان طعمهای برای به دام انداختن پدرش در جشنواره نیمهپاییز استفاده میکند. با این حال، به دلیل ساختار نامنظم، طنز گاه نامناسب، و استفاده از جلوههای CGI ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۸۲٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری خیرهکننده، مناظر جنوب ویتنام، و بازی هوین هائو خانگ در نقش آن تحسین شدند، اما داستان پراکنده و مدتزمان طولانی (۱۱۰ دقیقه) نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «ساندویچ» یک درام-رمانتیک-هیجانانگیز فیلیپینی به کارگردانی جائو دانیل المپارو و تولید ویوامکس است. داستان درباره زوج تازه ازدواجکردهای، ریا (کاترینا دوی) و اندرو (نیکو لوکو)، است که برای هیجانانگیزتر کردن زندگی مشترکشان، زنی به نام کندیس (آندریا گارسیا) را برای یک تجربه سهنفره دعوت میکنند. بدون اطلاع آنها، شخصی به نام ادوارد (لوک سلبی) مخفیانه اعمالشان را تماشا میکند. وقتی این رابطه سهنفره به یک رابطه چهارنفره تبدیل میشود، با ورود شخصیتهایی مثل ارین (چسکا پاردس) و تیتا انجی (رجین تولنتینو)، هرجومرج و تنشهای غیرمنتظرهای شکل میگیرد. فیلم با فضای جسورانه، صحنههای عاشقانه پررنگ و تمهای خیانت، حسادت و عواقب انتخابهای شخصی، اثری جنجالی ارائه میدهد که برای مخاطبان بزرگسال مناسب است. با وجود جلوههای بصری جذاب و بازیهای قابلقبول، داستان آشوبناک و شخصیتپردازی سطحی باعث شده نقدهای متوسطی دریافت کند.
خلاصه داستان: فیلم «گمشده در شب» یک تریلر-درام مکزیکی است که داستان امیلیانو، جوانی از شهر معدنی کوچک در گواناخواتو را دنبال میکند که به دنبال یافتن حقیقت درباره ناپدید شدن مادرش، پالوما، یک فعال محیطزیست که علیه شرکتهای معدنی بینالمللی اعتراض کرده بود، است. امیلیانو، که از سیستم قضایی فاسد و ناکارآمد ناامید شده، سرنخی را دنبال میکند که او را به خانواده ثروتمند و مرموز آلداما، شامل کارمن، ماتریارک مشهور، مونیکا، دخترش، و ریگوبِرتو، هنرمند عجیب، هدایت میکند. او بهعنوان کارگر در عمارت آنها نفوذ میکند تا اسرارشان را فاش کند. داستان با صحنههایی مانند رویارویی در ویلای مدرن آلداما، خشونتهای ناگهانی، و تصاویر لینچیمانند، به موضوعات فساد، شکاف طبقاتی، و جستوجوی عدالت میپردازد. با این حال، به دلیل روایت پراکنده، پیچشهای داستانی بیشازحد و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۶۱٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری خیرهکننده، موسیقی متن اثر کایل دیکسون و مایکل استین، و بازیهای اصلی، بهویژه خوان دانیل گارسیا، تحسین شدند، اما داستان نامنسجم و کندی ریتم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مندوب» (با عنوان انگلیسی Night Courier) یک کمدی سیاه-جنایی-هیجانانگیز سعودی به کارگردانی و نویسندگی مشترک علی کلثمی در اولین تجربه کارگردانیاش است. داستان درباره فهد القدانی (محمد الدخی)، مردی ۳۰ ساله از طبقه پایین اجتماع در ریاض است که پس از اخراج از کارش در مرکز تماس به دلیل رفتار نادرست با مشتریان، به عنوان پیک شبانه (مندوب) مشغول به کار میشود تا هزینه درمان پدر بیمارش و کمک به خواهر مطلقهاش را تأمین کند. فشار مالی و بیتفاوتی جامعه او را به سمت فعالیتهای غیرقانونی، از جمله قاچاق مشروبات الکلی، سوق میدهد. در این مسیر، فهد با ناصر (محمد الطویان)، سارا (هاجر الشمری) و مها (سارا طیبه) مواجه میشود و در زیرزمین تاریک شهر گرفتار پیشنهاد خطرناکی میشود که میتواند مشکلات مالیاش را حل کند، اما به قیمت به خطر انداختن اصول و سلامت روان شکنندهاش. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده احمد طهون، استفاده هوشمندانه از نور و رنگ، و بازی درخشان الدخی، تصویری زنده از ریاض در حال تحول ارائه میدهد و به موضوعات فشار اجتماعی، طبقات، و مردانگی سمی میپردازد. با وجود موفقیت در گیشه (۶۳۰,۰۰۰ تماشاگر در عربستان)، برخی از کمبود تنش دراماتیک و پایان ساده انتقاد کردهاند.
خلاصه داستان: فیلم «ماویران» (به معنای جنگجوی بزرگ) یک اکشن-کمدی فانتزی تامیلی به کارگردانی مادونه آشوین و تولید شانتالک است. داستان درباره ساتیا (سیواکارتیکیان)، کارتونیست ترسویی است که برای روزنامه تامیلی دینا تی، کمیکاستریپی درباره جنگجویی شجاع به نام ماویران میکشد. او که پس از مرگ پدرش در مبارزه با نظام فاسد، جرئت ایستادگی ندارد، حتی اجازه میدهد یکی از همکارانش اعتبار کارش را بدزدد. نیلا (آدیتی شانکار)، دستیار ویراستار، از او حمایت میکند و رابطه عاشقانهای بینشان شکل میگیرد. ساتیا، مادرش اِشواری (ساریتا) و خواهرش راجی، همراه با همسایگانشان، از زاغه به آپارتمانهای مرتفع دولتی منتقل میشوند، اما این ساختمانها به دلیل فساد وزیر مسکن، جیکودی (میسکین)، ناامن هستند. پس از سقوط از ارتفاع و آسیب مغزی، ساتیا صدای راوی (با صدای ویجی ستوپاتی) را میشنود که مانند کمیکهایش زندگی او را روایت کرده و او را به مبارزه با جیکودی هدایت میکند. این صدا که فقط ساتیا و مخاطبان میشنوند، او را به موقعیتهای خطرناک میکشاند و به قهرمانی تبدیل میکند که ساکنان را نجات میدهد. پارامو (سونیل)، دستیار جیکودی، با فاش کردن این صدا در تلویزیون، سعی میکند ساتیا را بیاعتبار کند. فیلم با طنز هوشمندانه، اکشنهای جذاب با فیلمبرداری موکوبات، موسیقی بهارات سانکار و تمهای شجاعت، عدالت و اتحاد، اثری سرگرمکننده است، اما نیمه دوم به دلیل کلیشههای ژانر ماسالا و پایان قابلپیشبینی کمی ضعیفتر است