خلاصه داستان: داستان حول محو پسری به نام بَم بیست و پنجم جریان داره که بیشتر زندگیش رو درحالی که زیر یک برج بزرگ و مرموز زندانی بوده به همراه دوست نزدیکش، ریچیل گذرونده. در بالای برج همه چیز به دست شما خواهد بود. در بالای برج همه چیز در این دنیا وجود دارد ، و همه اینها می تواند مال شما باشد و.....
خلاصه داستان: سون هه یونگ با احتمال از دست دادن یک ترفیع شغلی در محل کار خود مواجه است. برای جلوگیری از چنین ضرری، برای یک عروسی ساختگی برنامه ریزی می کند. او کیم جی اووک را برای نامزدی خود استخدام می کند. کیم جی اووک به عنوان صندوقدار در یک فروشگاه کار می کند. او از آن دسته افرادی است که نمی تواند افراد نیازمند را نادیده بگیرد و سعی می کند کار درست را انجام دهد. او با هر مشتری در فروشگاه صمیمی است، به جز یک نفر. آن شخص سون هه یونگ است…
خلاصه داستان: پتانسیل بالا؛ سریالی جنایی درام ساخته درو گادرد است. داستان درباره مورگان، مادری با سه فرزند است که به لطف ذهن استثناییاش، میتواند به حل یک جنایت کمک کند. او در شیفت کاری خود به عنوان نظافتچی در اداره پلیس، با بازچینی شواهد به کشف حقایق کمک میکند اما…
خلاصه داستان:
اوریو کامیهاته، دانشآموز دبیرستانی است که برای ورود به دانشکده پزشکی دانشگاه کیوتو تلاش میکند. پس از بزرگ شدن در یتیمخانه، اوریو توسط راهب ارشد معبد آماگامی پذیرفته میشود و به عنوان یک مهمان رایگان در آنجا زندگی میکند—در کنار سه خواهر زیبا و باوقار معبد: یائه، یونا و آساهی! اما شرط زندگی رایگان او در این معبد این است که باید با یکی از این خواهرها ازدواج کند و میراثدار معبد شود!
حالا اوریو چگونه با جلسات خواستگاری خود با این سه خواهر روبرو خواهد شد؟ علاوه بر آن، چالشهای بسیاری هم پیش روی معبد آماگامی قرار دارد. داستان یک کمدی رمانتیک شگفتانگیز آغاز میشود؛ جایی که اوریو زیر یک سقف با سه دختر زندگی میکند!
خلاصه داستان: داستان درباره دختری دبیرستانی به نام مومو است که از خانوادهای با قدرتهای احضار ارواح میآید و همکلاسی او اوکارون، که به شدت به مسائل ماوراءالطبیعه علاقهمند است. پس از اینکه مومو اوکارون را از دست قلدرها نجات میدهد، آنها شروع به صحبت میکنند. اما خیلی زود بحثی میانشان در میگیرد، چون مومو به ارواح باور دارد اما وجود موجودات فضایی را انکار میکند، در حالی که اوکارون به موجودات فضایی اعتقاد دارد و وجود ارواح را رد میکند.
برای اثبات باورهایشان، مومو به بیمارستان متروکهای میرود که گفته میشود در آن بشقاب پرنده دیده شده و اوکارون به تونلی میرود که شایعه شده توسط ارواح تسخیر شده است. اما بهطور شگفتانگیزی، هر دوی آنها با فعالیتهای ماورایی و غیرقابلتوصیفی مواجه میشوند که فراتر از درک آنهاست. در میان این مشکلات، مومو به قدرتهای پنهانی خود پی میبرد و اوکارون نیز قدرت یک نفرین را به دست میآورد تا بر خطرات جدید غلبه کند! آیا عشق سرنوشتساز آنها نیز آغاز خواهد شد؟
داستان نبرد ماوراءالطبیعه و دوران نوجوانی از اینجا شروع میشود!
خلاصه داستان: جشنواره الهه—یک جشنواره میوه که شهر پر رمز و راز اوراریو را به زندگی میآورد. در این جشن، الهههایی که نماد باروری هستند بر روی محراب قرار دارند و در میان آنها، الهه زیبایی نیز دیده میشود. بل کرانل که از اعماق مرگبار سیاهچال نجات یافته و به زندگی روزمره خود بازگشته است، آماده است تا از هیاهوی این جشن بزرگ لذت ببرد. اما ناگهان نامهای از دختری در یک کافه کوچک گوشهی اوراریو دریافت میکند: “به آقای بل، لطفاً با من در جشنواره الهه به یک قرار دو نفره بیایید. از طرف سیر.” تصمیم قاطع سیر نه تنها بل بلکه تمام شهر پر رمز و راز اوراریو را دیوانه خواهد کرد! همزمان با این ماجراها، جنگجویان اینهرجار که خود را “قویترین” نامیدهاند نیز ناگهان وارد میدان شدهاند…
خلاصه داستان:
دالی دلیکو، نجیبزادهای از خاندان اصیل دلیکو و عضو ممتاز شورای پیمان خون است که آیندهای درخشان پیش رو دارد.
او از سوی شورای پیمان خون، بالاترین نهاد حاکم بر خونآشامها، ماموریتی مهم دریافت میکند اما قاطعانه از پذیرش آن سر باز میزند. گرهارد، دینو و هنریک، همقطاران ناامید دالی در شورا، برای متقاعد کردن او به سراغش میروند که ناگهان دالی را در حال مراقبت از کودکی خردسال میبینند.
همزمان با این اتفاقات، سریالی از قتلهای مرموز خونآشامها در خیابانها رخ میدهد. به نظر میرسد ارتباطی میان دالی و سازمان ضد اجتماعی پاندولوم، که به عنوان مغز متفکر این قتلها شناخته میشود، وجود دارد.
“با تمام خون و غرورمان، ثابت کنیم که میتوانیم هم وظیفه را انجام دهیم و هم از کودکمان مراقبت کنیم!”
داستانی درباره چالشهای فرزندداری اشرافزادگان خونآشام در راستای مسئولیت اجتماعیشان. آیا ممکن است تعادل بین دنیای باشکوه گوتیک و مسئولیتهای بیدقت والدگری را حفظ کنند؟
خلاصه داستان: ژو یوان شاهزاده ایه که با خون و انرژی اژدهایان متولد شد.
در روز تولدش سرزمین “ژو” مورد حمله شورشیان “وو” قرار گرفت. برای حفاظت از مردم و جان خاندان سلطنتی، پادشاه تصمیم گرفت سرنوشت ژو یوان رو با رهبر شورشیان مبادله کنه. پس روح افعی و پرنده، قدرت اژدهایان ژو یوان رو که هنوز یه نوزاد بود بلعیدن.
به این شکل ژو یوان از بچگی با نفرین خشم اژدهایان تحت تاثیر قرار گرفت طوری که هر سه سال برای زنده موندن اون، مادرش باید از خون خودش بهش ببخشه تا ژو یوان زنده بمونه. برای شکستن این طلسم ژو یوان مجبور بود هشت رگ انرژی خودش رو فعال کنه.
پس با کمک طلسم اجدادی نزد یک ارباب قدرتمند رفت و هشت رگ انرژی موهبت شده پنهان در جسمش دوباره فعال شدن.
حالا ژو یوان هر روز در تلاش برای انتقامه. برای پس گرفتن هر چیزی که تا الان از دست داده….
خلاصه داستان:
وقتی تاریکی فروکش کند، من در مقابل هزاران نفر خواهم ایستاد و شمشیرم را به اعماق تاریکی فرو خواهم برد تا آسمان را به خون رنگین کنم! آیا تا به حال فکر کردهاید که در زیر نورهای نئونی شهر، هیولاهای افسانهای در کمین هستند؟
آیا میدانستید که خدایان از پشت ماه به ما نظاره میکنند؟ و آیا میدانید که در میان ما، قهرمانانی وجود دارند که قدرتی فراتر از انسان دارند و سرنوشت جهان را در دست گرفتهاند؟
خلاصه داستان:
داستان در دنیایی دیگر رخ میدهد که در آن خدایان وجود دارند. این دنیا در بالای آسمان و زیر اقیانوس قرار گرفته است. چهار خدای شیطانی زمانی ستونهای این دنیا بودند، اما آنها همراه با دیگر خدایان کوچکتر فرار کردند و این جهان را ناپایدار ساختند. در نتیجه، افرادی به نام “کاشیکان” ظاهر شدند که وظیفه آنها دستگیری خدایان فراری و بازگرداندن ثبات به کشور است.
شخصیت اصلی، ایچیو، یک کاشیکان است که ناخواسته این کار را پذیرفت تا آزادی پدرخواندهاش را به دست آورد. پدرخواندهاش که یک ببر است، برای جایگزینی چهار خدای فراری اسیر شده بود. هدف اصلی ایچیو، بازپسگیری خدایان شیطانی و بازگرداندن زندگی آرامی است که پیش از این داشت.