خلاصه داستان: فیلم «سوجو» یک درام جنایی-بلوغی مکزیکی-آمریکایی-فرانسوی به کارگردانی و نویسندگی آسترید روندرو و فرناندا والادز است که جایزه بزرگ هیئت داوران سینمای جهان را در جشنواره ساندنس ۲۰۲۴ برد. داستان درباره سوجو (کوین آگیلار در کودکی، خوان خسوس وارلا در جوانی)، پسری ۴ ساله است که پس از قتل پدرش، یک آدمکش کارتل به نام خسوس «ال اوچو»، یتیم میشود. عمهاش نِمِسیا (یادیرا پرز) او را از انتقام کارتل نجات داده و در کلبهای دورافتاده در میچوآکان مکزیک بزرگ میکند. سوجو در کودکی منزوی، در کنار عمهها و پسرعموهایش جرمری (خایرو هرناندز) و جای (الکسیس وارلا) بزرگ میشود. در نوجوانی، وسوسه شده و به کارتل محلی میپیوندد، اما پس از قتل جرمری در جنگ باندی، نمسیا او را به مکزیکوسیتی میفرستد. در آنجا، سوجو با معلم ادبیاتش سوزان (ساندرا لورنزانو) آشنا میشود و به تحصیل روی میآورد، اما گذشتهاش دوباره او را گرفتار میکند. فیلم با ساختار چهارفصلی، تصاویر خاکستری و رویایی از خیمنا آمان، و موسیقی پراکنده، به موضوعات سرنوشت، چرخه خشونت، و تلاش برای رهایی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، پایانبندی مبهم، و شخصیتپردازی محدود برخی نقشها، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۹۷٪ در راتن تومیتوز، ۸۰/۱۰۰ در متاکریتیک). بازی وارلا، فضای فیلم، و پیام اجتماعی آن تحسین شدند، اما داستان خطی و فقدان خشم کافی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «جنوب خیابان امید» یک فیلم علمی-تخیلی-درام محصول مشترک سوئیس، بلژیک و هلند به کارگردانی و نویسندگی جین اسپنسر است که در سال ۲۰۳۸ رخ میدهد. داستان درباره دنیس (تانا فردریک)، زنی بیکار و بیخانمان، است که در دنیایی دیستوپیایی زندگی میکند، جایی که زمین وارد جهانی مرموز شده و مردم پشت دیواری عظیم پنهان شدهاند و درگیر جنگ جهانی سوم هستند. دنیس، که دو ماه در آسمان میبیند، با تشویق تام (جاد نلسون)، نگهبانی که وعده رنسانسی جدید میدهد، در جستجوی حقیقت و بقا در این دنیای آشوبناک است. فیلم با الهام از آثار کافکا و فلینی، و بازیگرانی مانند ویلیام بالدوین (ستوان وینتروپ)، مایکل مدسن (بنجامین فلاورز)، و آسر یاسین (تارک)، به موضوعات انکار، اقتدارگرایی، و جستجوی معنا میپردازد. با این حال، به دلیل روایت مبهم، فیلمبرداری ضعیف، طراحی صدا ناکافی، و ریتم طولانی (۱۰۱ دقیقه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۴/۱۰ در IMDb، ۵۵٪ در راتن تومیتوز). بازی فردریک و نلسون، موسیقی (از جمله آثار دانوان و باب دیلن)، و جلوههای بصری تحسین شدند، اما داستان پراکنده و پایانبندی گنگ نقد شدند. فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۴ نمایش داده شد و جایزهای در ونیز ۲۰۲۳ برای اسپنسر به ارمغان آورد
خلاصه داستان: فیلم «پسران» (به دانمارکی: Vogter) یک تریلر روانشناختی محصول مشترک دانمارک و سوئد به کارگردانی گوستاو مولر و نویسندگی مشترک او و امیل نیگارد آلبرتسن است که در بخش مسابقه جشنواره برلیناله ۲۰۲۴ نمایش داده شد. داستان حول اوا هانسن (سیدسه بابِت نودسن)، نگهبان زندان ایدهآلگرا، میچرخد که با ورود میکِل (سباستین بول سارنینگ)، قاتل پسرش، به زندان محل کارش با بزرگترین معضل زندگیاش مواجه میشود. اوا بدون افشای رازش، درخواست انتقال به بخش میکِل، خشنترین و خطرناکترین بخش زندان، را میدهد. این تصمیم او را وارد یک بازی روانشناختی پرتنش با میکِل میکند، جایی که او با سوءاستفاده از قدرت خود، از کارهای کوچک مانند محروم کردن میکِل از سیگار تا اقدامات شدیدتر، انتقام میگیرد. فیلم که در زندان متروکه وریدسلوسلیل نزدیک کپنهاگ فیلمبرداری شده، به موضوعات انتقام، اخلاق، و تأثیرات عاطفی غم و فقدان میپردازد. با این حال، به دلیل داستان غیرمنطقی در برخی نقاط، پایانبندی ناامیدکننده، و عدم کاوش عمیق در مضامین مانند مردانگی سمی یا سیستم زندان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۰٪ در راتن تومیتوز از ۱۰ نقد، میانگین ۶/۱۰). بازی نودسن و سارنینگ، و فضای خفقانآور فیلمبرداری یاسپر جی. اسپانینگ تحسین شدند، اما فیلمنامه شلخته و ریتم ناهموار نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «وحشیها» (به فرانسوی: Sauvages) یک انیمیشن استاپموشن محصول مشترک سوئیس، فرانسه و بلژیک به کارگردانی کلود باراس است. داستان در جنگلهای بورنئو رخ میدهد و درباره کریا (بابِت دو کاستر)، دختری ۱۱ ساله است که با پدرش، کارگر مزرعه روغن نخل، زندگی میکند. مادر مرحوم کریا از مردم بومی پنان بود، اما او علاقهای به این میراث ندارد. کریا و پدرش یک بچه اورانگوتان به نام اوشی را نجات میدهند. وقتی سلای (مارتین ورسه)، پسرعموی پنان کریا، به دلیل تخریب جنگل توسط شرکتهای چوببری به خانه آنها پناه میآورد، کریا، سلای و اوشی برای نجات جنگل بومی و کشف ریشههای کریا مبارزه میکنند. فیلم با تصاویر خیرهکننده استاپموشن، موسیقی «Tous les Cris les S.O.S» از دانیل بالاوان، و موضوعات زیستمحیطی و ضداستعماری، به مسائل حقوق بومیان و حفاظت از طبیعت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده و قابلپیشبینی، ریتم کند برای کودکان، و فقدان دیدگاههای نو، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۱۰۰٪ در راتن تومیتوز از ۷ نقد، ۶.۸/۱۰ در IMDb). طراحی بصری، صداپیشگی دو کاستر و ورسه، و پیام زیستمحیطی تحسین شدند، اما داستان خطی و پایانبندی معمولی نقد شدند. فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۴ (بخش مخاطبان جوان) نمایش داده شد و نامزد بهترین انیمیشن و فیلم اروپایی در جوایز فیلم اروپا شد.
خلاصه داستان: فیلم «پسر پیتزافروش ریک» یک تریلر اکشن-کمدی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی جیسون پارک و محصول شرکت Hypatude است. داستان درباره ریک (جیسون پارک)، بازیگری ناموفق است که بهعنوان پیتزافروش در شهر کار میکند. در یکی از شبهای تحویل پیتزا، او با مردی در حال مرگ (کریستوفر دیون) مواجه میشود که از او میخواهد قبل از نیمهشب بستهای را به آن سوی شهر برساند تا جانش را نجات دهد. این ماموریت ساده به سرعت به یک بازی مرگبار و پرپیچوخم تبدیل میشود که ریک را با شخصیتهایی مانند استونز (برایس آنتونی هلر)، برندا (مدیسون اوکلی)، و مایک (کریس جفریس) درگیر میکند. فیلم با الهام از آثاری مانند «یادداشت مرگ» و سکانسهای اکشن شبانه مانند تعقیبوگریز و درگیری خیابانی، به موضوعات انتخابهای اخلاقی، بقا و رویاهای دستنیافتنی میپردازد. با این حال، به دلیل بازیگری ضعیف، دیالوگهای غیرطبیعی، داستان قابلپیشبینی، و تولید کمبودجه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۴.۰/۱۰ در IMDb، ۸/۱۰ از Film Threat). بازی پارک، طنز گاهبهگاه، و پایانبندی غیرمنتظره تحسین شدند، اما کیفیت فنی پایین و ریتم ناهموار نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «آقای کی» یک درام-رازآلود-سورئال به کارگردانی و نویسندگی تالولا هیزکمپ شواب و محصول مشترک نروژ، بلژیک و هلند است. داستان درباره آقای کی (کریسپین گلاور)، یک شعبدهباز دورهگرد، است که پس از اقامت در هتلی دورافتاده، متوجه میشود نمیتواند از آن خارج شود و در کابوسی کافکایی گرفتار میشود. تلاشهای او برای یافتن خروج، او را عمیقتر در راهروهای پیچدرپیچ هتل و تعامل با ساکنان عجیب آن، از جمله مسئول پذیرش خشن (باربارا سرافیان)، سرآشپز سختگیر (بیورن ساندکویست)، دو خواهر سالخورده (فینولا فلاناگان و دیربلا مولوی)، و گروهی از نوازندگان به رهبری گاگا (سانی ملس)، فرو میبرد. هتل که ظاهراً در حال کوچک شدن است، با طراحی عجیب و رنگ سبز غالب، استعارهای از تنهایی، انزوا و تلاش برای کنترل واقعیت است. فیلم با الهام از آثار فرانتس کافکا و حالوهوای فیلمهایی مانند «هتل بزرگ بوداپست» و «درخشش»، به موضوعاتی چون پوچی وجود، مبارزه با وضعیت موجود، و جستجوی معنا میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان وضوح روایی، ریتم کند، و پایانبندی مبهم که آقای کی به سمت نوری شنا میکند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۵٪ در راتن تومیتوز). بازی گلاور، طراحی بصری فرانک گریب، و موسیقی استیجن کول تحسین شدند، اما داستان پراکنده و شخصیتپردازی سطحی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «بیاصلونسب» (به چینی: 白衣蒼狗) یک درام تایوانی-سنگاپوری-فرانسوی به کارگردانی چیانگ ویلیانگ و یین یو-چائو است که در بخش دوهفته کارگردانان جشنواره کن ۲۰۲۴ نمایش داده شد. داستان درباره اوم (وانلوپ رانگکومجاد)، یک مهاجر غیرقانونی تایلندی در مناطق کوهستانی تایوان است که بدون مدارک یا آموزش رسمی، بهعنوان پرستار سالمندان و معلولان کار میکند. او تحت فشار رئیس بیرحمش، هسینگ (دانیل هونگ یو-هونگ)، مجبور به انجام کارهای سخت و گاه غیرقانونی است. اوم با مراقبت از می (لو یی-چینگ) و هوی (کئو شو-وی)، رابطهای عاطفی با آنها برقرار میکند، اما با عدم پرداخت دستمزد و سوءاستفادههای هسینگ، بین حفظ انسانیت و بقا گرفتار میشود. فیلم با فیلمبرداری در نسبت آکادمیک و استفاده از سکوت و نماهای نزدیک، به موضوعات مهاجرت، استثمار، و اخلاقیات میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، شخصیتپردازی ناکافی برخی نقشها، و داستان گاه یکبعدی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۱۰۰٪ در راتن تومیتوز از ۷ نقد، میانگین ۷.۸/۱۰). بازی وانلوپ، فیلمبرداری مایکل کاپرون، و فضای غمانگیز تحسین شدند، اما روایت بسته و کمبود طنز نقد شدند. فیلم جوایزی از جمله ذکر ویژه دوربین طلایی کن و بهترین فیلم آسیایی در جشنواره سنگاپور را کسب کرد
خلاصه داستان: فیلم «سرزمین خوشبختی» یک درام حقوقی کرهای به کارگردانی چو چانگ-مین و با بازی جو جونگ-سوک، لی سون-کیون و یو جه-میونگ است که با الهام از داستان واقعی تای یون-کی، وکیل مدافع سرهنگ پارک هونگ-جو در پی ترور رئیسجمهور پارک چونگ-هی در ۲۶ اکتبر ۱۹۷۹ ساخته شده است. داستان در کره جنوبی بین سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۰ رخ میدهد و از دیدگاه جونگ این-هو (جو جونگ-سوک)، وکیلی جوان و جسور، روایت میشود که وظیفه دفاع از پارک ته-جو (لی سون-کیون)، دبیر ارشد آژانس اطلاعاتی که در ترور رئیسجمهور دخیل بوده، را بر عهده میگیرد. این-هو، که ابتدا به دلیل احتمال کمک به آزادی پدر زندانیاش این پرونده را میپذیرد، با وجود پیشداوری نظامی علیه ته-جو، برای عدالت و محاکمه عادلانه مبارزه میکند. فیلم با نمایش تنشهای سیاسی و اجتماعی، از جمله قیام گوانگجو و ظهور چون دو-هوان (با نامی تغییر یافته به دلیل قوانین افترا)، به موضوعات عدالت، وفاداری و پیچیدگیهای اخلاقی میپردازد. با این حال، به دلیل صحنههای دادگاهی تکراری، طنز نابجا، و شباهت به فیلم «۱۲.۱۲: روز» (۲۰۲۳)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی لی سون-کیون (در نقش پستیوموس) و جو جونگ-سوک، و بازسازی دقیق دوره تاریخی تحسین شدند، اما ریتم کند و داستان قابلپیشبینی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «تو سیب چشم منی» یک کمدی-درام-عاشقانه کرهای به کارگردانی چو یانگ-میونگ در اولین تجربه کارگردانی بلند اوست که بازسازی فیلم تایوانی ۲۰۱۱ به همین نام، بر اساس رمان نیمهخودزندگینامهای گیدنز کو است. داستان در کره دهه ۲۰۰۰ رخ میدهد و حول جین-وو (جونگ جین-یونگ)، دانشآموز دبیرستانی بازیگوش و بیهدف، میچرخد که ادعا میکند برخلاف دوستانش هیچ علاقهای به سون-آه (کیم دا-هیون)، دانشآموز ممتاز و محبوب کلاس، ندارد. با این حال، جین-وو بهتدریج عاشق او میشود و طی ۱۵ سال، از جوانی تا بزرگسالی، سفری پر از عشق، دوستی و رشد شخصی را تجربه میکند. فیلم با طنز، لحظات احساسی مانند اولین اعتراف عاشقانه جین-وو، و موسیقی نوستالژیک دهه ۲۰۰۰ مانند «Now Do You» از مودی آیوندا، به موضوعات عشق اول، بلوغ و نوستالژی میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به نسخه اصلی، تعاملات محدود بین جین-وو و سون-آه، و کاهش نقش سون-آه به یک معشوقه صرف بهجای دختری با آرزوهای مستقل، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی دا-هیون در اولین تجربه بازیگریاش، شیمی بین او و جین-یونگ، و فیلمبرداری رنگارنگ تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و پایانبندی تلخوشیرین که سون-آه با فرد دیگری ازدواج میکند، نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «نمیفهممت» یک کمدی سیاه-ترسناک آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی مشترک برایان کرانو و دیوید جوزف کریگ است. داستان درباره دام (نیک کرول) و کول (اندرو رانلز)، زوج همجنسگرایی از لسآنجلس، است که در آستانه به فرزندخواندگی گرفتن فرزندی از کندیس (آماندا سایفرد) هستند. آنها برای جشن دهمین سالگردشان به ایتالیا سفر میکنند، اما وقتی ماشین اجارهایشان در راه رستورانی دورافتاده در اورویتو در گودالی گیر میکند، در بارانی شدید در منطقهای روستایی گرفتار میشوند. بدون دسترسی به تلفن همراه و ندانستن زبان ایتالیایی، سوءتفاهمهای فرهنگی و ترسهایشان به هرجومرج و خشونت خندهدار اما خونین منجر میشود. آنها با زیا لوچیانا (نونزیا اسکیانو)، صاحب رستوران، و پسرش ماسیمو (مورگان اسپکتور) روبهرو میشوند که تصور میکنند تهدیدی برایشان هستند. فیلم با الهام از تجربه واقعی کارگردانان در فرزندخواندگی، به موضوعات اضطراب والدینی، سوءتفاهم فرهنگی، و روابط عاشقانه میپردازد. با این حال، به دلیل طنز ناهموار، داستان آشوبناک، پایانبندی ضعیف، و عدم انسجام ژانر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۶٪ در راتن تومیتوز، ۵۷/۱۰۰ در متاکریتیک). بازی کرول و رانلز، و فضای زیبای ایتالیا تحسین شدند، اما فیلمنامه و لحن غیرمنسجم نقد شدند