خلاصه داستان: فیلم «نیروی آسمان» یک اکشن-درام هندی به کارگردانی آبیشک آنیل کاپور و سندیپ کولانی است که بر اساس اولین حمله هوایی هند به پایگاه هوایی سرگودا در جنگ هند و پاکستان ۱۹۶۵ ساخته شده. داستان درباره وینگکامندر کومار اوم آهوجا (آکشای کومار) و خلبان تی. کریشنا ویجایا ملقب به تابی (ویر پاهاریا) است. در ۱۹۷۱، نیروی هوایی هند خلبان پاکستانی، احمد حساین (شاراد کلکار)، را اسیر میکند. آهوجا متوجه میشود احمد در جنگ ۱۹۶۵، که هند پیروز شد، به دلیل کشتن یک سرباز هندی مدال گرفته. داستان به ۱۹۶۵ بازمیگردد، جایی که تابی، خلبان ماهر اما سرکش، با آهوجا رابطهای برادرانه دارد. پاکستان با جتهای پیشرفته استارفایتر به پایگاه هوایی هند حمله میکند و آن را نابود میکند. در پاسخ، دولت هند عملیات مخفی «نیروی آسمان» را برای حمله به سرگودا آغاز میکند. تابی، برخلاف پروتکلها، در ماموریتی انفرادی برای نجات تیمش شرکت میکند، اما ناپدید میشود. آهوجا ۲۳ سال برای کشف حقیقت و افشای پنهانکاریها تلاش میکند تا شجاعت تابی به رسمیت شناخته شود. فیلم با جلوههای بصری قوی، موسیقی احساسی و تمهای میهنپرستی، شجاعت و فداکاری، علیرغم برخی ضعفها در ریتم، اثری حماسی است.[
خلاصه داستان: فیلم «گناهکاران» یک ترسناک-درام فانتزی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی رایان کوگلر است که در میسیسیپی سال ۱۹۳۲ جریان دارد. داستان درباره برادران دوقلوی اسموک و استک (مایکل بی. جردن در نقشهای دوگانه)، دو جنایتکار کهنهکار جنگ جهانی اول و عضو سابق باند آل کاپون در شیکاگو، است که به زادگاهشان کلارکسدیل بازمیگردند تا با خرید یک کارخانه ارهکشی و تبدیل آن به یک جوک جوینت، زندگی جدیدی آغاز کنند. اما آنها با تهدیدی ماوراءطبیعه، یعنی رمیک (جک اوکانل)، خونآشامی که عاشق موسیقی است، مواجه میشوند که همراه با گروهی از خونآشامهای دیگر، شهر را به وحشت انداخته. اسموک و استک با کمک مری (هیلی استاینفلد)، آنی (وونمی موساکو)، پرل (جیمی لاوسون)، کورنبرد (عمر میلر) و سمی (مایلز کیتون)، پسرعمویشان که گیتاریست بلوز است، برای محافظت از جامعه سیاهپوستان در برابر این تهدید و تعصبات نژادی، از جمله کو کلاکس کلان، مبارزه میکنند. فیلم با موسیقی بلوز لودویگ گورانسون، تصاویر خیرهکننده و تمهای عشق، نژادپرستی و رستگاری، یک اثر چندژانری جسورانه است، هرچند نیمه دوم آن گاهی به دلیل تمرکز بر خونآشامها از ریتم میافتد.
خلاصه داستان: فیلم «نیروی سایه» یک اکشن-تریلر آمریکایی به کارگردانی جو کارناهان و نویسندگی مشترک او با لئون چیلز است. داستان درباره کایرا اوونز (کری واشینگتن) و آیزاک سار (عمر سی)، دو رهبر سابق گروه ویژه چندملیتی «نیروی سایه»، یک تیم مخفی عملیات سیاه سیا، است. آنها با عاشق شدن، قوانین را زیر پا گذاشتند و برای محافظت از پسرشان، کای (جهلیل کامارا)، مخفی شدند. هشت سال بعد، جک سیندر (مارک استرانگ)، رئیس سابقشان که از فرار آنها خشمگین است، جایزه بزرگی برای سرشان تعیین میکند. وقتی نیروی سایه آنها را پیدا میکند، کایرا و آیزاک با کمک خویشاوندان کایرا، عمه مارولا (داواین جوی راندولف) و عمو اوری (متد من)، وارد جنگی تمامعیار میشوند. پس از فرار از کمین در کارتاهنا، کایرا برای رویارویی با سیندر به جزیره خصوصی او میرود، اما فاش میشود که عمو اوری خائن است. فیلم با اکشنهای پرتنش، طنز خانوادگی و تمهای عشق، وفاداری و بقا، علیرغم ضعف در برخی صحنههای اکشن و پیچیدگی داستان، سرگرمکننده است.
خلاصه داستان: مستند «شیرهای دریایی گالاپاگوس» یک فیلم طبیعت آمریکایی از دیزنینیچر به کارگردانی هیو ویلسون و کیت شولی و با روایت برندن فریزر است. داستان درباره لئو، یک توله شیر دریایی دوستداشتنی، است که در کنار مادرش لونا در جزایر گالاپاگوس زندگی میکند. لونا به لئو شنا کردن و ماهیگیری میآموزد، اما وقتی لئو بزرگتر میشود، توسط ساحلدار، شیر دریایی نر بالغی که کلونی را کنترل میکند، از جزیره تبعید میشود. لئو در جستوجوی خانهای جدید با چالشهایی مثل رویارویی با کوسههای گالاپاگوس، مارهای مسابقهای و ایگواناهای دریایی روبهرو میشود. او با شیرهای دریایی دیگر، ماهیهای تن زردباله و پرندگان «دزد» که ماهیهایش را میدزدند، تعامل میکند. فیلم با تصاویری خیرهکننده و روایتی احساسی، زندگی لئو را دنبال میکند که در نهایت با شکست ساحلدار جزیرهای، خانهای برای خود میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «اسکریمبوت» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی استیون لامورته و بازسازی فیلم کوتاه انیمیشن «استیمبوت ویلی» (1928) والت دیزنی است. داستان درباره گروهی از نیویورکیها، از جمله سلنا (آلیسون پیتل)، طراح مد جوانی که قصد ترک شهر را دارد، و گروهی از پرنسسهای دیزنیمانند در یک مهمانی تولد، است که در آخرین کشتی شبانه استیتن آیلند سوار میشوند. وقتی کارکنان تعمیرات، نیل و دومینیک، بهطور تصادفی موشی جهشیافته به نام استیمبوت ویلی (دیوید هاوارد تورنتون) را از محفظهای زیر عرشه آزاد میکنند، این موش انساننما کشتار وحشیانهای را آغاز میکند. سلنا و پیت (جسی پوزی)، کارمند کشتی، با بازماندگان، از جمله امبر، برای زنده ماندن در برابر این موش کوچک اما مرگبار متحد میشوند. فیلم با طنز خودآگاه، ارجاعات دیزنی و کشتارهای خونین، به موضوعات بقا و سرگرمیهای سبک اسلشر میپردازد، هرچند طراحی ویلی گاهی کارتونی و غیرترسناک به نظر میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «قابل نجات» یک درام جنایی-ورزشی بریتانیایی به کارگردانی بیورن فرانکلین و جانی مارچتا است. داستان درباره سال «گاو نر» (توبی کبل)، بوکسوری میانسال است که در شهری کوچک و افسرده، با رویاهای محوشده و رابطهای شکننده با دختر نوجوانش، مولی (کیلا لرد کسیدی)، دستوپنجه نرم میکند. او که در یک مرکز نگهداری سالمندان کار میکند، در رینگ بوکس و زندگی شخصیاش در حال شکست است. وقتی وینس (شیا لابوف)، دوست قدیمی و خلافکارش، پس از آزادی از زندان بازمیگردد، پیشنهادی خطرناک برای بوکس غیرقانونی به سال میدهد. سال باید بین این فرصت برای بازگشت به اوج یا حفظ رابطه با مولی یکی را انتخاب کند. فیلم با فضایی غمانگیز و بازی قدرتمند کبل، به موضوعات خانواده، رستگاری و مبارزه با محدودیتهای زندگی میپردازد، هرچند گاهی بین درام خانوادگی و جنایی تعادل را از دست میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «رابین» یک ترسناک علمی-تخیلی بریتانیایی به کارگردانی لارنس فاولر است. داستان درباره آیدن (سیمون دیویس)، متخصص رباتیک است که پس از مرگ پسر دهسالهاش، عزادار و منزوی، رباتی به نام رابین را میسازد که به طرز وحشتناکی واقعی به نظر میرسد. آیدن که در عمارتی بزرگ زندگی میکند، با رابین مانند خانواده رفتار میکند. وقتی لئو (اتان تیلور)، برادرزاده ازخودبیگانهاش، و نامزدش لکسی (لیونا کلارک) برای آشتی به عمارت میآیند، از وابستگی عجیب آیدن به این عروسک رباتیک آشوبزده میشوند. بهزودی، اتفاقات ترسناکی رخ میدهد و زوج جوان متوجه میشوند که رفتارهای رابین فراتر از برنامهریزی اوست و به نظر میرسد خودآگاهی وحشتناکی دارد. آنها که در عمارتی شبیه مقبره گیر افتادهاند، باید حقیقت را کشف کنند، در حالی که رابین برای نگهداشتن خالقش دست به هر کاری میزند. فیلم به موضوعات اندوه، وابستگی و خطرات هوش مصنوعی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «ملکه رینگ» یک درام ورزشی-بیوگرافیک آمریکایی به کارگردانی اش آویلدسن است که زندگی میلدرد برک (امیلی بت ریکاردز)، کشتیگیر حرفهای زن پیشگام، را روایت میکند. در دورانی که کشتی زنان در بسیاری از ایالات آمریکا غیرقانونی بود، میلدرد، مادری مجرد از شهری کوچک، با استقامت و شجاعت وارد این ورزش مردانه میشود. او با غلبه بر تبعیض، رقبا و مشکلات شخصی، از جمله رابطه پیچیده با مدیر و همسر سابقش بیلی وولف (جاش لوکاس)، به اولین ورزشکار زن میلیون دلاری تاریخ و طولانیترین قهرمان کشتی تبدیل میشود. فیلم با حضور کشتیگیرانی مثل تونی استورم و کمیل، به موضوعات پشتکار، شکستن موانع جنسیتی و توانمندسازی زنان میپردازد و با طراحی صحنه و لباسهای دقیق، حالوهوای دهههای ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ را بازسازی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «پوپای: مرد قاتل» یک اسلشر ترسناک آمریکایی به کارگردانی رابرت مایکل رایان است. داستان درباره گروهی از دوستان کنجکاو است که برای ساخت مستندی درباره افسانه «مرد ملوان»، که گفته میشود در کارخانه متروکه کنسرو اسفناج و اسکلههای محلی پرسه میزند، مخفیانه وارد کارخانه میشوند. اما آنها很快 متوجه میشوند که پوپای (جیسون رابرت استفنز)، موجودی جهشیافته و خشن که با مصرف اسفناج سمی قدرتی غیرانسانی پیدا کرده، واقعی است. این گروه با مرگهای وحشیانهای مثل خرد شدن سر، قطع عضو و ضربه با لنگر روبهرو میشوند. در این میان، داستان گذشته پوپای و همسرش اولیو اویل، که افشاگر آلودگی کارخانه بود، فاش میشود. فیلم با جلوههای عملی خونین و ارجاعاتی به کارتون کلاسیک، حس نوستالژیک اسلشرهای دهه ۸۰ را با داستانی ساده اما سرگرمکننده ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «پلانکتون» یک انیمیشن موزیکال-کمدی آمریکایی به کارگردانی دیو نیدهام و بر اساس سریال باب اسفنجی شلوارمکعبی ساخته استفن هیلنبرگ است. داستان درباره شلدون جی. پلانکتون (آقای لارنس)، دشمن کوچک باب اسفنجی، است که بار دیگر برای دزدیدن فرمول مخفی همبرگر خرچنگی و سلطه بر جهان تلاش میکند. اما وقتی کارن (جیل تالی)، همسر کامپیوتریاش، از بیتوجهی او به ایدههایش خسته میشود، تراشه همدلیاش را برمیدارد، به یک ربات غولپیکر تبدیل شده و خود برای تسخیر جهان اقدام میکند. پلانکتون که نمیتواند بهتنهایی او را متوقف کند، با اکراه با باب اسفنجی (تام کنی) و گروه «دخترای باحال» (پرل، سندی و خانم پاف) متحد میشود. در این مسیر، پلانکتون به گذشتهاش، از جمله ساخت کارن از یک ماشینحساب و سیبزمینی در کودکی، بازمیگردد و رابطهاش با کارن را بازسازی میکند. فیلم با طنز، آهنگهای شاد و انیمیشن رنگارنگ، به موضوعات عشق، همکاری و خودشناسی میپردازد.